داستان
نوشته های آزاد
یاخلاق: گفتم پاهات و بلند کن. - گفتم پاهات و بلند کن . پاهاش و بلند کرد . من آدامس زیر پاش نبودم به همین خاطر له نشدم . گفتم پاهات و بلند کن من درست زیر پاشنه پای نازکش که قدش و هفت سانت بلند می کرد نبودم به همین خاطر له نشدم . گفتم پاهات و بلند کن روی آسفالت پرقیر خیابون چون خیابون خلوت بود خورد زمین . با صورت . من حرفی نزدم . می رفتم وقتی داشت پاشنه پاش و به ته کفشش جا می زد و دندو ناش و می جویید . درد داشت. آخه مست بود وقتی تلو تلو می خورد . می گفتم:پاهات و بلند کن. می گفت: خفه شو آدامس. من می رفتم . حتی خودش نمی دونست دندوناش و می جو. آقای بازپرس خداییش من مست نبودم . نمی شم. فقط نویسنده ام باورکنید فقط موضوع می خواستم. - تونویسنده ای؟ - آره به خدا. - خفه شو آدامس یاخلاق خانه های تو سری خورده حقیقت این اتفاق مجاز بیگانگی بود و خورو خواب اختیار . وحشت خرگوش پافلج شده از دویدن بود و پاکوبیدن های آلوده روبه پنجره های باز. دوخانه ای که از پنجره های باز به اندازه شانه ها جا برای دیدن دارند و با سقف های تو سری خورده اختیار کابوس را ندارند . مجاز . اتفاق بود و حقیقت باران. باران های بلند به اندازه قد شش آدم که روی انگشت هایشان حقیقت را می گردانند. بوی بی سوادی می دهد نفهم آزار خانه های تو سری خورده پرقلیان با ماهی های کباب شده پر از احشام . پر از حشمت مجاز . پر از بهت چشم چرانی به هبوط کبوترهای آویزان به فضله های رحمت . این نکوهش کلمه نکوهش شده نیست . بایست روبروی خانه های تو سری خورده از رحمت شانه های بلند . چشم دوخته به فضله کبوترهای رحمت . وحشت خرگوش پافلج شده از دویدن. با انگشتانی پر از حقیقت رو به پنجره های باز.آیا در آن خانه های تو سری خورده پرقلیان کسی ماهی های کباب شده با احشام را دیده ؟؟؟ یاخلاق: انشاء - خانم به خدا خودم نوشتم ! - دستت و بیار جلو ببینم. یکی دیگر محکم... از وقتی که انشا خواندنش تمام شده بود بچه های کلاس همینطور مات به او نگاه می کردند. - باز که انشاتو یکی دیگه نوشت. بگو کی نوشت؟ دستت و بیار جلو... دیگر نتوانست طاقت بیاورد . دفتر انشا را به بغل گرفت و از کلاس فرار کرد. دوید . تا خانه را . تا اتاق اش و در را پشت سرش محکم بست و دفتر انشا را باز کرد و نوشت: من دیگر نمی نویسم یک صفحه کامل نوشت من دیگر نمی نویسم و در صفحه بعد نوشت من دیگر نمی نویسم وتا آخر دفتر انشا اش نوشت من دیگر نمی نویسم.
| Design By : Night Skin |

